دهه فجر

و بالاخره دهه فجر آمد، که طلوع فجر آزادی را نوید می داد. ملت، تا پای جان از راه و رهبر دفاع و حمایت کردند. شهیدان بر سر میثاق جان استوار ماندند.

جانبازان، روز و شب، از روی شیدایی حق و شیفتگی به مکتب، به سنگر سازی، درگیری، شعار و تظاهرات پرداختند و در برابر حکومت طاغوت، حتی یک لحظه هم سرخم نکردند و آری نگفتند.

بالاخره زنجیرها گسسته شد، ساعت فرا رسید و یکی از ایام الله تحقق یافت و وعده راست الهی به وقوع پیوست و خورشید تابید.

دیدی که دوام شب بسی کوتاه است؟

دیدی که سحر از پی شب، در راه است؟

آن عیسی ِ ما که زنده کرد، ایران را

حقا که مسیحا دم و روح الله است.

***

امـام آمـد و چون خون در رگ هایمان جاری شد. امـام آمـد و به سان نور، شب تارمان را روشنایی داد. امـام آمد و چـون روح به کالبد مرده مان، حیاتی دوبـاره بخشید.

امام آمد و زمستانمان را بهــاری جـاودانه کرد. امـام آمد و فــجــر آورد و در دسـتان پر نـورش، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی را به ارمغان آورد.

سلام بر تو ای مطلعِ فجر.

ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش آمدی.

ای نور چشم ملت ایران خوش آمدی

ای یوسف عزیز به کنعان خوش آمدی

دیدی که چشم مردم ایران سپید گشت

یعقوب وار، در غم هجران خوش آمدی

 

دهه‌ی فجر، در حقیقت مقطع رهایی ملت ایران و آن بخشی از تاریخ ماست که گذشته را از آینده جدا کرده است.

دهه‌ی فجر، آن آیینه ای است که خورشید اسلام در آن درخشید و به ما منعکس شد. اگر این آیینه نبود، باز هم مثل همان دوره ‌های تاریکقبل، باید ما می نشستیم و اسمی از اسلام می آوردیم.

دهه فجر در حقیقت ولادت امامت در این کشور است؛ به همان معنایی که خود امام و اسلام برای ما ترسیم کرده‌اند.

خاطره‌ی امام، بیش از همیشه، در دهه‌ی فجر و بیست‌ و دوی بهمن است حتّی بیشتر از مراسم سالگرد رحلت امام، این بزرگداشت نشان ‌دهنده ‌ی شخصیت آن بزرگوار است.