آیا به راستی تنبیه موثر است؟

مقدمه

تنبیه در اصل مجازاتی است در مورد اشخاص خاطی تا او را بیاگاهاند و از خطا دورش بدارد و در نهایت به راستی و راه صواب سوقش دهد. تنبیه به دو نحو اعمال می‌شود: تنبیه بدنی و تنبیه اخلاقی. از قدیم‌الایام تنبیه بدنی بچه‌ها در بین همکلاسی‌ها بیشتر از تنبیه‌های دیگر رایج بوده است. امروزه با مخالفتهای شدیدی که مسئولین امور تربیتی ما دارند تنبیه‌های بدنی به هر شکلی منسوخ و مذموم دانسته شده و بیشتر به تنبیه‌های اخلاقی توجه می‌شود. ما همگی تا به امروز یا تنبیه شده‌ایم و یا اینکه شاهد تنبیه شدن دیگران بوده‌ایم. چه بسا کودکانی که تا به امروز تن و جانشان آزرده ستم با درشتی‌های اولیای خود بوده است. غافل از اینکه این گونه رفتارها چه لطمات جبران ناپذیری به روح آنها وارد ساخته و می‌سازد.

تنبیه در اعصار و قرون مختلف

تنبیه بخصوص تنبیه بدنی به قصد تربیت و اصلاح نسلها و بازداری ایشان از لغزشو خطا از بدو پیدایش جوامع و در دوره‌های مختلف به صور گوناگون خود را متجلی ساخته است. موضوع تنبیه کودکان نه منحصر به فرهنگ و جامعه‌ای خاص است و نه مختص به عصر و زمانه‌ای معین. از ابتدایی‌ترین قبایل گرفته تا جوامع پیشرفته امروزی بشر به منظور رسیدن به آسودگیهای فردی ، از این شیوه به طرق مختلف استفاده می‌کرده است.

بسیاری از دانشمندان و پژوهشگران قرن اخیر تنبیه کردن کودک را ناشی از نازل بودن سطح فرهنگی در بین خانواده‌ها و افراد جامعه دانسته‌اند و بر آن شده‌اند تا با تلاش و کوششی پی‌گیر علیه ظلم و بی‌عدالتی در سطحی وسیع‌تر قدم بردارند و تربیتی صحیح و مبتنی بر علم ، تعلیم و تربیت را جایگزین تنبیه کنند. در این صورت باید در تربیت نسل جدید توجه بیشتری نشان دهیم.

اسلام و تنبیه کودک

کودکان امانتهایی هستند از جانب آفریدگار متعال که اول بار بدست والدین سپرده شده‌اند. دین اسلام سفارش می‌کند تا بزرگترها در برابر کوچکترها بیشتر احساس مسئولیت کنند و حقوق حقه آنها رعایت کنند. تنبیه بدنی را اسلام حتی برای حیوانات نمی‌پسندد و ترحم بر آنها را از وظایف و شرایط هر کس می‌داند.حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرماید: در تعلیم و تربیت مدارا باشید و سختگیری ننمایید زیرا معلم دانشمند بهتر از معلمی است که سختگیر باشد. در مورد اذیت و صدمه زدن به دیگران حضرت امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: هر کس تازیانه‌ای به دیگری بزند خدا تازیانه‌ای از آتش بر او خواهد زد.

دانشمندان و تنبیه

یکی از بنیانگذاران تعلیم و تربیت نوین بدون شک آنتوان سیمونوویچ ماکارنکو است که زندگی خود را صرف تربیت بچه‌های بزهکار کرد و از ایشان مربیانی تربیت کرد که سرپرستی او را بعدها عهده‌دار شدند. برتراند راسل یکی دیگر از مربیان و متفکرین در امر آموزش و پرورش مسائل اجتماعی است. راسل یکی از فیلسوفان بلند پایه قرن با دستاوردهای فلسفی فراوان و آثاری در زمینه تعلیم و تربیت و همچنین مسائل اجتماعی به رشته تحریر درآورد. راسل در کتاب خود می‌نویسد: تنبیه بدنی به هیچ وجه جایز نیست. من بر این عقیده‌ام که مقام تنبیه در تربیت خیلی ناچیز است و اصلا شک دارم به اینکه تنبیه شدید ضرورتی داشته باشد.

عواقب تنبیه بدنی

تنبیه بدنی:

  • بچه‌ها را دروغگو بار می آورد.
  • به حیله‌گری و ریاکاری وادار می‌کند.
  • علاوه بر صدمات جسمی ، رنج و تحقیر به دنبال می‌آورد.
  • سبب ترس و جبن می‌شود.
  • افسردگی و بیماریهای عصبی ایجاد می‌کند.
  • بچه‌ها به سمت خود آزاری سوق می‌دهد.
  • بچه را به دیگر آزاری می‌کشاند.
  • بچه‌ها را لجباز می‌کند.
  • کودک را گوشه‌گیر می‌کند.
  • باعث کند ذهنی می‌شود.
  • بچه‌ها را بی‌اراده و نسبت به اطرافیان بی‌تفاوت می‌سازد.

تنبیه غیر بدنی و اخلاقی

  • محروم کردن بچه‌ها از تفریح: بچه‌ها علاقه وافری به تفریح و سرگرمی دارند و محروم کردن آنها از این دلخوشیهای ساده چندان سزا نیست منتها باید به بچه آموخت که اگر تکالیفش را انجام دهد اجازه دهد به تفریح و سرگرمی مورد علاقه‌اش بپردازد.
  • اگر کودک عمل ناپسندی را برای چندین بار مرتکب شد می‌توان به عنوان مثال او را موقتا از تنقلات مورد علاقه‌اش محروم کرد.
  • از تدابیری که می‌توان به مثابه توبیخ در مورد کودک روا داشت این است که موقتا به او بی‌اعتنا بود. منتها این رفتار را باید با ظرافت و فراست انجام داد تا کودک فکر نکند که بزرگترها او را طرد کرده‌اند.
  • رفتن به مهمانی برای کودک مهم است. اغلب وقتی او را به مهمانی نبرین متوجه می‌شود که خطایی از او سرزده، در صورتی که طفل به اشکال کارش پی نبرده باشد باید به نحوی به او بفماند که چرا به مهمانی برده نشده است.

علل ایجاد اوتیسم

مقدمه

اوتیسم که یک اختلال فراگیر رشد است ، عبارت است از فقدان پاسخگویی به دیگران و تاخیر شدید در رشد زبان ، کودکان مبتلا به اوتیسم ، در معاشرت بین فردی و روابط اجتماعی با دیگران مشکل اساسی داشته و رفتارهای خود ویرانگرانه و رفتارهای خود تحریکی از خود بروز می‌دهند. از مجموعه وسیع رفتارهایی که در اوتیسم دیده می‌شود سه خصوصیت کلیدی را می‌توان عنوان کرد: نقص کیفی در تعامل اجتماعی ، نقص شدید در برقراری ارتباط و الگوهای رفتار محدود ، تکراری و کلیشه‌ای. سن شروع قبل از سه سالگی است تکرار کلمات و جملات دیگران یک مثال برجسته از مشکلات رایج ارتباطی در کودکان اوتیستیک است.

علل ایجاد

نظریه بتلهایم (Bettlheim) از لحاظ تاریخی برای بیش از یک دهه نفوذ خود را حفظ کرده بود. در خلال دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ نظریه روان‌تحلیلی رواج داشت. او اعتقاد داشت، هنگامی که کودک با یک دنیای غیر پاسخگو که مخرب است، روبه‌رو می‌شود، از آن رو از مردم کناره می‌گیرد. بنابراین در این نظریه اقدامات مشخص مراتب (یعنی مادر) در پیدایش اوتیسم ، مقصد قلمداد می‌شود. به عبارتی ، والد سرد و بی‌محبت ، باعث اوتیسم می‌شود. اما نظریه بتلهایم دیگر قابل قبول به نظر نمی‌رسد و تسلط خود را از دست داده است. علاقه فزاینده به نظریه‌های رفتاری و زیست شناختی و فقدان شواهد علمی مورد نیاز برای تائید این نظریه ، تا حد زیادی در منسوخ شدن آن نقش داشته است.

  • یک تبیین دیگر ، توسط فرستر (۱۹۶۱) پیشنهاد شد. این نظریه رفتاری نیز مورد حمایت تجربی قرار نگرفت. گر چه رویکرد رفتاری تاثیر مطلوبی بر روی درمان اختلال اوتیسم داشته است.
  • با توجه به مطالعات سال ۱۹۷۶ نتیجه گرفتند که شاهد قوی وجود ندارد که حاکی از نقش وراثت در ایجاد اوتیسم باشد. آنان گفته‌اند خواهر و برادران معدودی مبتلا می‌شوند و موارد اوتیسم ، بروز بالاتر در میان اعضای خانواده را پیش‌بینی نمی‌کند. پژوهشگران دیگر ، بحث کرده‌اند که اندک بودن اوتیسم در بین افراد جامعه و این حقیقت که اشخاص اوتیستیک بعید است اولاد داشته باشند، ممکن است میزان پایین آن در میان اقوام و بستگان را توجیه کند. اخیرا در باورهای پژوهشگران این حوزه ، تغییراتی ایجاد شده است.
  • این احتمال نیز وجود دارد که عوامل زیست شناختی دیگری در اختلال اوتیسم سهم داشته باشند. در یک مطالعه افراد اوتیستیک ، کاهش فعالیت مغز به عنوان یک عامل موثر شناخته شد.
  • در مطالعه دیگری ، معلوم شد که اشخاص مبتلا به اوتیسم ، مغزشان اندکی بزرگتر و سنگین‌تر است و سلولهای عصبی آنها از لحاظ رشدی نارس است. این تفاوتهای تشریحی با انقطاع رشد که قبل از ۳۰ هفتگی زندگی جنینی رخ می‌دهد، همخوانی دارد. برخی از خصوصیت کارکرد مغز از اوتیسم تاثیر نمی‌پذیرند. اما با وجود این ، اختلال در بردارنده ناکارآمدی مغز است که با تبیینهای زیست شناختی همخوانی دارد.
  • بخش اندکی از موارد اوتیستیک ، از بیماریهای گوناگون نظیر سرخچه مادرزادی،توبراسکلروزیس ، نوروفیبرماتوزیس ناشی می‌شوند. کودکان مبتلا به سرخچه مادرزادی قبل از تولد به سرخچه مبتلا می شوند و در نتیجه عفونت ، با انواعی از بدریختی ،کری، کوری و ناهنجاریهای سلسله اعصاب مرکزی و نیز حملات و عقب ماندگی به دنیا می‌آیند. در دهه ۱۹۷۰ گزارش شد که ۱۳- ۸ درصد کودکان مبتلا به سرخچه ، اوتیسیتیک بودند.
  • این احتمال وجود دارد که آسیب قبل از تولد یا گسیختگی در رشد ، در علت اوتیسم سهیم باشد. معلوم شده است که اشخاص اوتیستیک ، شواهدی از اختلال سلسله اعصاب مرکزی و نشانه‌های ناهنجاریهای نورولوژیک ظاهر می‌سازند. اخیرا پژوهشگران به کاهش فعالیت فعالیت نیمکره چپ مغز مبتلایان به اوتیسم پی برده‌اند، منطقه‌ای از مغز که برای برقراری ارتباط اهمیت دارد.
  • توافق و اجماع پژوهشگران درباره اوتیسم این است که این اختلال تا حدی زیادی یک اختلال شناختی و اجتماعی است که علل زیست شناختی متعددی دارد و در زمانی بین لقاح و تولد ایجاد می‌شود. اکثریت عمده‌ای از موارد اوتیسم علت طبی قابل تشخیص ندارند و فقط در ۱۰ – ۵ درصد موارد علت معینی را می‌توان تشخیص داد. با این وجود به نظر می‌رسد کودکان اوتیسیتیک با ساختار بیولوژیک متفاوت به دنیا می‌آیند. اما عوامل محیطی پیشروی و پیش آگهی بعدی این اختلال را متاثر می‌سازند.

منبع : مجله اینترنتی رشد

دهه فجر

و بالاخره دهه فجر آمد، که طلوع فجر آزادی را نوید می داد. ملت، تا پای جان از راه و رهبر دفاع و حمایت کردند. شهیدان بر سر میثاق جان استوار ماندند.

جانبازان، روز و شب، از روی شیدایی حق و شیفتگی به مکتب، به سنگر سازی، درگیری، شعار و تظاهرات پرداختند و در برابر حکومت طاغوت، حتی یک لحظه هم سرخم نکردند و آری نگفتند.

بالاخره زنجیرها گسسته شد، ساعت فرا رسید و یکی از ایام الله تحقق یافت و وعده راست الهی به وقوع پیوست و خورشید تابید.

دیدی که دوام شب بسی کوتاه است؟

دیدی که سحر از پی شب، در راه است؟

آن عیسی ِ ما که زنده کرد، ایران را

حقا که مسیحا دم و روح الله است.

***

امـام آمـد و چون خون در رگ هایمان جاری شد. امـام آمـد و به سان نور، شب تارمان را روشنایی داد. امـام آمد و چـون روح به کالبد مرده مان، حیاتی دوبـاره بخشید.

امام آمد و زمستانمان را بهــاری جـاودانه کرد. امـام آمد و فــجــر آورد و در دسـتان پر نـورش، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی را به ارمغان آورد.

سلام بر تو ای مطلعِ فجر.

ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش آمدی.

ای نور چشم ملت ایران خوش آمدی

ای یوسف عزیز به کنعان خوش آمدی

دیدی که چشم مردم ایران سپید گشت

یعقوب وار، در غم هجران خوش آمدی

 

دهه‌ی فجر، در حقیقت مقطع رهایی ملت ایران و آن بخشی از تاریخ ماست که گذشته را از آینده جدا کرده است.

دهه‌ی فجر، آن آیینه ای است که خورشید اسلام در آن درخشید و به ما منعکس شد. اگر این آیینه نبود، باز هم مثل همان دوره ‌های تاریکقبل، باید ما می نشستیم و اسمی از اسلام می آوردیم.

دهه فجر در حقیقت ولادت امامت در این کشور است؛ به همان معنایی که خود امام و اسلام برای ما ترسیم کرده‌اند.

خاطره‌ی امام، بیش از همیشه، در دهه‌ی فجر و بیست‌ و دوی بهمن است حتّی بیشتر از مراسم سالگرد رحلت امام، این بزرگداشت نشان ‌دهنده ‌ی شخصیت آن بزرگوار است.

بزرگداشت زادروز فردوسی

امروز را زادروز حکیم توس ؛ فردوسی بزرگ دانسته اند. اول بهمن ماه روزی بود که فرزندی از ایران زمین در دیار خراسان و در روستای پاژ قدم به عرصه گیتی نهاد تا کاری کند کارستان ؛ داستان او از زمانی آغاز شد که پاژ لبخند زد و ایران شکفت.
او افق نگاهش را به دوردست کشاند و شکوفایی فرهنگ و زبان پارسی را نشانه گرفت.
آن روز که اول بهمن سیصد و نوزده و درست در آغازین روزهای زمستان بود ؛ بهار را نوید داد و روزها و سالهایی که ایران بدان افتخار خواهد کرد.
آن روز درخت تنومند زبان پارسی به شکوفه نشست ؛ برگ و بار داد و در روزگاری که ” شاهنامه ” پدید آمد ؛ زبان پارسی و فرهنگ ایران اسلامی به قامت ایستاد. در روزگاری که می رفت تاریخ ایران موزه نشین شود ؛ دفتر تاریخ ایران و ایرانی را گشود تا نشانی از ” بودن ” و ” ماندن ” ما را گواه باشد.
در روزگاری که ” من ” ها حکمرانی می کرد او از ” یزدان ” گفت و ” خداوند ” و سراسر شاهنامه اش نشانی از حس توحیدجویی و یکتاطلبی او دارد.

امید آنکه بتوانیم امانتدار خوبی باشیم و زبانی را که به همت او استوار است را به خوبی حفظ کنیم.

جشن برف دونه

اولین روزهای زمستون درست وقتی تازه ننه سرما چمدونش وباز کرد تا برای ۳ ماه مهمون ما باشه ،توی مدرسه مابراش جشن برف دونه گرفتیم .می خواستیم بهش خوش آمد بگیم وننه سرما رو غافل گیر کنیم .
خلاصه چهارشنبه ۵ دی ماه جشن برف دونه با هنرمندی غنچه های زیبا ولا حضور مامان و باباهای مهربون در مدرسه برگزار شد. اینم چندتا عکس زیبا از جشن برف دونه .

یکی بود یکی نبود

زیر گنبد کبود

ننه سرما ، سوت و کور و بی صدا

پشت ابرای سیاه

روی بوم آسمون نشسته بود

ننه سرما چاقالو

بد ادای غرغرو

دُشَکِش ابر سیاه، لحافش ابر سفید

ننه سرما نُه ماه از سال می خوابید

وقتی که بیدار میشد

پا میشد تنهایی دست به کار می شد

ورد می خوند، جادو میکرد

هاا میکرد ، هوو میکرد

هاا میکرد ابر سیاه پیدا میشد

هوو میکرد، باد می اومد، سرما می شد.

ننه سرما به مدرسه ما خوش آمدی

جشن قرآن

در روز یکشنبه ۲۲مهر ماه جشن قرآن فرشته های زیبای کلاس اول برگذار گردید. 

روز جهانی کودک

روز جهانی کودک روزی پراز شادی وهیجان در سرزمین فرشتگان یاسین بود .

دیدن برق شوق وشادی در چشمان بچه ها وشنیدن فریادهای شادی آنها تا مدتها در خاطر همه ما خواهد ماند .

کتاب های درسی پایه پنجم

برای دانلود کتاب های درسی پایه پنجم می توانید از لینک زیر اقدام نمایید.

برای دانلود کتاب های پایه پنجم کلیک نمایید.

نکات مهم در مورد تحسین کردن

  1. رفتار کودک را تحسین کنیم نه شخصیت او را: به طور مثال به جای گفتن چه دختر خوبی بگوییم من طرز حرف زدنت را دوست دارم.

  2. از تحسین های ویژه استفاده کنیم: هر چه تحسین های شما اختصاصی تر باشد کودک درست بودن کارش را بهتر درک می کند.

  3. هر پیشرفتی را تحسین کنید: مثل جمع کردن اسباب بازی یا وسایل مربوط به مدرسه

  4. به طور مناسب و مقتضی تحسین کنید: برای دریافت پاسخ های بهتر سن تحسین را با سن و اخلاق کودک متناسب کنید.

  5. بلافاصله تحسین کنید: نگذارید فاصله ای بین کار خوب و تحسین بیافتد.

  6. تحسین را با علاقه بی قید و شرط بیامیزید: وقتی یک رفتاری جا افتاد باید رفته رفته از میزان تعریف و تمجید بکاهیم و آن را به طور موردی انجام دهیم.

برخی رفتارهای والدین در قبال فرزندان

برخی از رفتارهایی که والدین باید در مورد فرزندان خود به آن ها توجه ویژه ای داشته باشند.

به کودک خود برچسب نزنند.

او را با کودکان دیگر مقایسه نکنند.

بیش از حد توان او از او انتظار نداشته باشند.

طبیعت کودک خود را (درون گرا و برون گرا) نفی نکنند.

از حمایت بیش از حد بپرهیزند.

به جای او تصمیم نگیرند و به جای او مشکلاتش را حل نکنند.

از احساس دل سوزی، ترحم و مداخله ی حمایت گرانه پرهیز کنند.

از محکوم کردن او در نزد دیگران به ویژه همسالان اجتناب کنند.

همه ی خواسته ها و توقعات فرزند خود را برآورده نکنند.

تا حد امکان او را تنبیه بدنی نکنند.

از کلمات توهین آمیز و سبک پرهیز کنند.

حس انتقام و کینه توزی را به او القا نکنند.

قوانین و مقررات مدرسه را در نزد کودک به تمسخر نگیرند.

مشکلات عاطفی کودک را در نزد او بیان نکنند.

از پاداش هایی که جنبه رشوه و باج خواهی دارد، پرهیز کنند.

از آموزش های زودرس و یا دیررس، به ویژه در مسائل جنسی، به کودکان پرهیز کنند.

از سرکوب نیازهای کودکان خودداری کنند.

با همه ی فرزندان خود با روش یکسان برخورد نکنند و انتظار یکسان نیز نداشته باشند.

در برابر کودک از نزاع و درگیری بین خود و همسرشان خودداری کنند.

از یاری کردن دائمی کودک در انجام تکالیف درسی او خودداری کنند.

از جهت دادن و برجسته کردن استعدادهای خاص او زودتر از موعد خودداری کنند.

سؤالات و کنجکاوی های مربوط به مسائل جنسی او را سرکوب نکنند.